أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

49

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

و مهر رخسار باكمالش از مبدأ تولّد به غرّهء جبين از شبستان « ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ » « 1 » زنگ تيرگى مىگشاد . مهر جمالش خبر مىداد كه عالم تاريك از فروغ آن نيّر اعظم منوّر خواهد شد و ماه مهر خصالش در دلها اثر مىكرد كه سياست ملك و رياست ملّت بر ذات همايونش مقرّر خواهد گرديد . و زايچهء طالع مسعودش كه به قلم بدايع رقم ارباب تنجيم مرقوم گشته به اين صورت است [ 61 ] و چون صورت زايچهء همايون كه اگر ارقامش را مشاكل نقوش مهر سليمانى گويند رواست . و اگر خطوطش را مشابه حروف اسم اعظم خوانند سزا ، مثبت گشت . اگر ماهران فن نجوم به نظر بصيرت در آن غور فرمايند هر آينه پردهء شك از روى مردم ديده بگشايند كه بىشائبه تكلّف زايچه چنين مخبر از سرافرازى دنيا و آخرت صاحب است و در ترقّى مدارج كمال و معارج جاه و جلال مثبت رتب و معين مراتب . بنابرآن در تفصيل احكام و غير آن شروع ننموده و زياده از ارقام صورت زايچه پرده از تفاصيل احوال طالع نگشود . و چون وفات حسن بيك در روز عيد رمضان سنهء اثنى و ثمانين و ثمانمائه ( 882 ) بوده پس ولادت باسعادت همايون بعد از ده سال از واقعهء حسن بيك به ظهور آمده باشد و قلم شكسته رقم در باب طلوع نيّر عالمتاب شاه كامياب و جهان را منوّر ساختن به نور آفتاب مرقوم مىسازد . القطعة التاريخ : « 2 » ز حيدر نام سلطان فلك قدر * عيان شد كوكبى بىمثل و تمثيل برآمد نيّرى از اوج شاهى * كه عالم را دهد تغيير و تبديل به تيغ از صفحهء دين بر تراشد * مقال ظلم را بىقال و بىقيل جهان افروزد از پيكان تيزش « 3 » * بسان مسجد از انوار قنديل سنين رمح او باشد شهابى « 4 » * كه گردد رهنما تا عرصهء نيل [ 62 ] ز برق نعل يكرانش پذيرد * سر گردنكشان در خاك تحليل خرد گفتا طلوع اين‌چنين چيست * دگر تاريخ اين دارد چه تحليل « 5 »

--> ( 1 ) . نور ( 24 ) آيهء 40 . « تاريكيهايى بر فراز يكديگر » . ( 2 ) . و : « القطعة التاريخ » ندارد . ( 3 ) . و : تيرش ( 4 ) . و : نهالى ( 5 ) . و : تأويل